يکشنبه 23 مرداد 1401 _
  جستجو
 
تاریخ : شنبه 15 مرداد 1401     |     کد : 7603

فراغت غور/ روضه کتاب 9

فرازی از کتاب ارجمند موکب آمستردام

گردآوری و تدوین: بهزاد دانشگر

نوشته : علی رحیمی دانشجوی رشته مکانیک، مقیم هلند

صفحه: 103 تا 104

من این جور فهمیده ام که امام حسین علیه السلام اینجا و آنجا ندارد. همه جا هست. به همان اندازه که توی ایران و عراق هست ، توی هلند و آلمان هم هست. حتی این جوری نیست که امام آدم خوب ها باشد، ولی امام آدم بدها نباشد. خود من يکی اش: من آنجور بچه ای که پدر و مادر از دستم خیلی راضی باشند، نبودم. چون امام حسین علب السهم یک چیزی شبیه خداست: اگر خدا، خدای بندۂ خلاف کار هست،
امام حسین عبدالسلام هم دلبر همه جور آدمی هست؛ برای همین است که آقامان همه جور آدمی زیر پرچمش دارد و این قدر خریدار دارد. الان شما توی کربلا را نگاه کنید. چقدر آدم هایی را می بینید که روی دستشان پر است از خال کوبی، صورتشان پر است از خط و خال. من هم یکی از همین ها. از موقعی که یادم می آید و دست چپ و راستم را شناختم برای محرم لحظه شماری می کردم؛ یعنی یک عشقی از امام حسین علیه اسلام توی وجود ماها بود که هر سال بهش اضافه می شد ولی کم نمی شد.
نه که فکر کنی چون توی جوش بوده ایم؛ نه. حالا هم که اروپاییم باز هم همان قدر خاطرش را می خواهیم. همین است که میگویم امام حسین سمت ایران و اروپا ندارد. من از اول که اروپا نبودم. بچگیام ورامین بودیم. البته بابا و مامانم افغانستانی اند ولی من توی ایران به دنیا آمدم. تا پنجم ابتدایی را تهران خواندم و بعد به خاطر مشکلات اقامتی مجبور شدیم از ایران برویم. با خانواده رفتیم سوریه و هفت هشت سالی آنجا بودیم.
در سوریه هم مدرسه ایرانی می رفتم. همان جا توی مدرسه ایرانی دیپلمم را گرفتم. یک سال قبل از شروع جنگ سوریه هم رفتم هلند ایران که بودیم یک حسینیه بود نزدیک خانه پسرخاله ام، دهه محرم سیزده شب مجلس داشتند و ما هر شب آنجا بودیم. سیزده شب محرم جوری بود که ما اصلا دوست نداشتیم برویم خانه . همان جا خانه خاله ام اتراق بودیم مبادا یک دقیقه از مجلس امام حسین علیه السلام را از دست بدهیم. حالا که بزرگ تر شده ام خیلی به آن روزها فکر میکنم که بفهمم چرا چنین محبتی از امام حسین علیه السلام توی دلهاست.

 


PDF چاپ چاپ