سه شنبه 24 فروردين 1400 _
  جستجو
 
تاریخ : يکشنبه 6 شهريور 1390     |     کد : 349

نگاه مسئولیت مدارانه مدیریتی دفاع مقدس، راهگشای موفقیت در عرصه های مختلف است

گفتگو با مدير عامل سازمان فرهنگي هنري شهرداري تبريز، در آغاز سومين سال فعاليتش در اين سازمان (بخش 2)

حسین نجفی، در آستانه سومین سال آغاز فعالیت در سازمان فرهنگی هنری شهرداری تبریز، به گفتگو با ما نشست و از جزییات مدیریت فرهنگی و کار در این حوزه به تفصیل سخن گفت. بخش دوم از این گفتگوی سه قسمتی را، امروز دنبال کنید:

***

بعضی ها عنوان می کردند که شما از نهاد سپاه به یک نهاد فرهنگی آمده اید و معتقد بودند که با یک فضای بسته مواجه خواهند شد. اما در عمل چنین نشد و اکنون هنرمندان طیف های مختلف در کنار هم بیشترین فعالیت را در سازمان انجام می دهند. دیدگاه شما از مدیریت فرهنگی چه بود که چنین اتفاقی افتاد؟

مدل های مختلفی که از لحاظ علمی برای مدیریت شناخته شده است، مدل مدیریتی دوران دفاع مقدس ویژگی های بارز و برجسته ای داشت که به نظر من اگر به آموزه های این نوع مدیریت تکیه کنیم یعنی مدیریتی که مسئولانه و متعهدانه است بسیاری از مشکلاتی که در حوزه های مختلف حتی صنعت و تجارت وجود دارد را می توانیم با اتکا به این نگرش مدیریتی برطرف کنیم، من هرگز فراموش نمی کنم که در دوران دفاع مقدس افراد مختلفی با گرایش ها و نگرش های متفاوت حضور داشتند اما ظرفیت پذیرش جبهه و فرماندهان دوران مقدس آنقدر بالا بود و فضا آنچنان وسیع بود که می توانست تمام افراد را در خود جا دهد و تمام افراد دارای ارزش و اعتبار شوند و در کنار هم در یک جبهه صف آرایی کنند، این آموزه دوران دفاع مقدس است و تاثیرپذیری بنده از مدل مدیریتی همان دوران است. اگر امروز در بخش اقتصاد، فرهنگ و فعالیت های اجتماعی توفیقی دیده می شود مطمئنم به یمن حضور افرادی از بازماندگان دوران دفاع مقدس و روزهای خطر می باشد. ما باید ببینیم یگان های فرهنگی که در مقابل چنین تهاجمی ایجاد می کنیم چگونه باید باشد، من معتقدم ما اینجا در صف آرایی فرهنگی مقابل تهدیدات فرهنگی اجتماعی مشکل داریم، امروز بعضی ها می گویند که چه نیازی به سازمان فرهنگی هنری شهرداری تبریز وجود دارد، در حالی که این سازمان جهت کمک به فرهنگ و ارتقای فرهنگ عمومی جامعه و مقابله با هجمه فرهنگی دشمن به میدان آمده است و باید حضورش را غنیمت شمرد نه اینکه بگوییم نیازی به فعالیت آن نیست، در شرایطی که مقام معظم رهبری همواره بر تهاجم فرهنگی و شبیخون فرهنگی دشمن تاکید و یادآوری دارند، این مطرح نیست که مسئولیت بر عهده چه کسی است بلکه مسئله این است که چه کسی می تواند کار کند و مسئولیت را بپذیرد. ما باید در بحث صف آرایی فرهنگی در مقابل دشمن که فرموده مقام معظم رهبری است صف آرایی منظم و منسجمی داشته باشیم که به نظر من فعلا به این امر به طور کامل نایل نشده ایم.

شما مدیری هستید که تجربه حضور در بدنه های مدیریتی دو دوران مختلف را از سر گذرانده اید؛ دوران دفاع مقدس که به تفصیل اشاره کردید و من معتقدم ارزش زیادی به جزییات آن می دهید و دوران دیگر، زمان حال است که یک مدیر فرهنگی هستید. آقای نجفی! چه تفاوت و تمایزی میان مدل مدیریتی دوران دفاع مقدس و مدل مدیریتی کنونی می بینید؟ به عبارت دیگرمعیار ها و ارزش های مدیریتی در این دو دوران، چه تفاوتی کرده اند؟

جا دارد به مدل مدیریتی دوران دفاع مقدس باز اشاره کنم و تفاوتش را عرض کنم، مدل مدیریتی دوران دفاع مقدس به این صورت بود که مسئولیت هایی که به افراد پیشنهاد می شد، با التماس و اصرار فراوان محول می شد. وقتی فرماندهی یک دسته به شخصی پیشنهاد می شد، فرد مورد نظر هزار دلیل می آورد تا از قبول مسئولیت شانه خالی کند چون مسئولیت به معنای واقعی مسئولیت مطرح بود و افراد مختلف و جان ها و جوان های مختلف با استعدادهای کم نظیر در جبهه حضور یافته بودند، وقتی به فردی هجده نوزده ساله فرماندهی یک گردان یا گروهان و دسته پیشنهاد می شد، این مسئله با اصرار و التماس فراوان اتفاق می افتاد و به این راحتی نبود که خودشان علاقه مند و مشتاق به تصدی مسئولیت باشند، اما الان بعضا می بینیم ارزش ها نادیده گرفته می شود و حتی سور می گیریم و هدیه می دهیم تا اینکه با سفارش دیگران بتوانیم مسئولیتی کم ارزش را از آن خود کنیم، فرق مدل مدیریتی دوران دفاع مقدس با اکنون در چنین شاخصه هایی است، در آن زمان اگر کسی مجبور به قبول مسئولیت می شد اجازه یا استخاره یا مشورت با پدر و دوستان و حتی مراجع دینی را طلب می کرد و به مسئولیت نه به عنوان پُست و سِمت بلکه به عنوان واقعی تعهد نگریسته می شد. من معتقدم که اکنون نیز باید مثل همان دوران در رفتارمان اخلاص و صداقت داشته باشیم و هر تصمیم برای پذیرفتن یا واگذاری مسئولیتی برای جلب رضای خداوند متعال باشد.

تعامل زیاد هنرمندان با سازمان نوید حضور نیروهای کارآمد و خلاق فرهنگی شهر در سازمان را می دهد. فکر نمی کنید برخی ها نظرشان این باشد که مدیر این مجموعه برای پوشش دادن ضعف ها بر همکاری با این افراد تکیه کرده اند، یا نه؟ ظرفیت مدیر برای پذیرش برجستگان فرهنگی شهر را نشان می دهد؟ تلقی شما از حضور کثیر هنرمندان و مشاوران برجسته در کنار شما چیست؟

همکاری ما با هنرمندان در حوزه مشاوره، به صورت مجمع مشورتی است که بیش از 100 نفر از هنرمندان حوزه های مختلف فرهنگ و هنر در آن حضور دارند و به صورت ماهانه با این افراد نشست های کاری داریم علاوه بر آن نشست های تخصصی نیز برگزار می کنیم و در هر کدام از رشته های هنری از تجارب و راهنمایی این افراد بهره می جوییم و اینها به عنوان مشاوران سازمان عمل می کنند. اگر به مسئولیت به عنوان تکلیف و تعهد بنگریم در آن صورت دیگر تهدیدی برای ما نیست و نگران از دست رفتن سمت خود نمی شویم بلکه برعکس باید در صورتی که خود را شایسته آن مسئولیت ندانستیم و احساس کردیم که از عهده انجامش بر نمی آییم نباید آن را بپذیریم، من معتقدم هرکس باید در جای خودش قرار بگیرد و کاری را که می تواند انجام دهد را حتما انجام دهد. بعد از این مدت دو ساله مدیریت بنده، سازمان به مرحله ای از برنامه ریزی رسیده است که نیاز دارد چنین اشخاصی در راس مشاوره های امور ادبی، فرهنگی و هنری قرار گیرند تا هم در شناخت نیازها و ضرورت ها و هم هدف گذاری و نیز نظارت بر روند اجرای برنامه ها، سازمان را یاری کنند. به نظر من مدیریت عاقلانه، ملازمه با استفاده از سرمایه های انسانی این شهر به ویژه در حوزه فرهنگ دارد و این از نقاط قوت هر مدیری محسوب می شود.

نه به عنوان مدیر سازمان بلکه به عنوان یک ناظر، برآورد شما از فعالیت های سازمان در سال گذشته چیست؟

ارزیابی فعالیت ها و داوری درباره موفقیت های این سازمان بایستی توسط دیگران صورت گیرد، اما با تمام کاستی ها، ناکامی ها و کامیابی ها اینطور می توانم بگویم که اگر توفیقی بوده و چند مورد از کارهایمان از قابلیتی برخوردار بودند که بتوانند در شهر دیده شود از الطاف الهی است و چون اراده و تحرک و توکل به خدا وجود دارد پس عنایت الهی نیز شامل حال همکاران محترم بنده در این سازمان می شود و ما می شود و ما چه در محضر خداوند و چه در محضر شهروندان به خاطر وقت گذاشتن برای انجام مسئولیت شرمنده نیستیم و هر ایرادی را می توان از کار ما گرفت اما نمی توان گفت که برایش زمان و توان صرف نکرده ایم، سازمان در مناسبت های مختلف ملی مذهبی و برنامه هایی که برای اولین بار انجام می شود و نیز برنامه ریزی و ورود به حوزه های مختلف فرهنگ و هنر تلاش دارد و تا کنون موازی کاری نکرده است و برخلاف و آنطور که بعضی ها فکر می کنند نیست و ما هرگز سرمایه و هزینه ای برای موازی کاری صرف نکرده ایم، می گویند که در موازی کاری سرمایه و بیت المال به هدر می رود ولی ما کدام موازی کاری را انجام داده ایم، آیا جشنواره کتاب سال تبریز یا جشنواره تابستانی که یک ماه برای گردشگران، مسافران، شهروندان و اقشار و سنین مختلف با بیش از 300 عنوان برنامه اجرا می شود موازی کاری است؟ کدامیک از این فعالیت ها موازی کاری است؟ ماهیت برنامه های ما شهروندمداری است که براساس وظایف و تکالیفی که برعهده شهرداری است نسبت به تامین نیازهای فکری، فرهنگی و روحی شهروندان فعالیت می کند، از طرفی برای شناساندن تبریز نیز فعالیت می کند، اصفهان با 13 شهر آسیایی، آفریقایی و اروپایی تا امروز خواهرخوانده شده و در آن شهرها هفته های فرهنگی برگزار کرده و با دو شهر نجف و استانبول نیز در ماه های اخیر خواهرخوانده شده است، به این ترتیب اصفهان با 15 شهر خواهرخواندگی خواهد داشت، ما هم باید نسبت به معرفی شهر تبریز اقدام کنیم، پس این کارها موازی کاری و به هدر دادن سرمایه ها نیست، یا جشنواره تخم مرغ های نوروزی که افراد نمی دانستند که ما چه کاری می کنیم و چه اتفاقی دارد می افتد اما بیشترین بازدید از جشنواره تخم مرغ های رنگی نوروز صورت گرفت و با کمترین هزینه حاصل ایده و ابتکار دیده شد و مسافران و گردشگران در عمارت شهرداری تبریز به بازدید آمدند، افرادی که هر موقعیت و برنامه ای را رصد می کنند تا شاید بتوانند عیب جویی نمایند، همان برنامه ها به فضل الهی تبدیل به یک ظرفیت و فرصت مغتنم شد. باور من این است که در سازمان فرهنگی هنری شهرداری تبریز اولا چندین فعالیت و برنامه عمده و گسترده در هفته فرهنگی تبریز در تهران برای شناساندن مفاخر و داشته های فرهنگی و سرمایه های هنری شهر تبریز برگزار شد، جایزه کتاب سال تبریز برای شناساندن مفاخر، مشاهیر و ظرفیت های فرهنگی شهر تبریز صورت گرفت، متاسفانه بعضی ها بیشتر به دنبال ایرادگیری از کار دیگران و برجسته کردن نقاط ضعف آنها هستند. البته این موارد نه تنها ما را دلسرد نمی کند بلکه مصمم تر نیز می سازد و ما از نقد استقبال می کنیم و خودمان اقدام به برگزاری جلسات نقد می کنیم تا هم با حاصل این نقدها موجب رشد و شکوفایی و تحول در برنامه ها شویم و هم تجربه هایمان افزایش یابد.

ادامه دارد>>


PDF چاپ چاپ