سه شنبه 24 فروردين 1400 _
  جستجو
 
تاریخ : پنجشنبه 3 شهريور 1390     |     کد : 348

شمع آغاز سومین سال مدیریت جدید سازمان فرهنگی هنری شهرداری تبریز روشن شد/شعار ما، کار،کار و بازهم کار است

گفتگو با مدير عامل سازمان فرهنگي هنري شهرداري تبريز، در آغاز سومين سال فعاليتش در اين سازمان (بخش 1)

اشاره:سازمان فرهنگی هنری شهرداری تبریز، یکی از نهادهای فرهنگی نوپا در شهری است که به فرهنگ سازی و فرهنگ مداری شهره بوده و سالهاست نامش همپای هنر و شعر و ادب و علم و فقه برده می شود.

سازمانی که طی سال های گذشته توانسته جایگاه مقبولی نزد افکار عمومی و شهروندان کسب کند و با اقدامات و برنامه های مختلف جایگاه حقیقی خود را به عنوان یک نهاد فرهنگ مدار و فرهنگ شناس بیش از پیش ارتقا بخشد و در این میان، نقش مدیریت و رهبری این سازمان که هر روز بیشتر از قبل گستردگی و تاثیرگذاری خود را به اثبات می رساند، نقشی حیاتی و موثر در تعیین راه صحیح حرکت برای نیل به اهداف کوتاه مدت و بلند مدت فرهنگی می باشد.

دوم شهریور سالجاری، آغاز سومین سال حضور حسین نجفی در سمت مدیرعامل سازمان فرهنگی هنری شهرداری تبریز است. سازمانی که در دو سال گذشته با تمرکز در بخش های مختلف فرهنگ و هنر، به تایید صاحب نظران و اهالی فرهنگ توانسته مصادیق فرهنگی را در لایه های مختلف اجتماع و در میان اقشار گوناگون شهروندان نهادینه کند و چهره شهر تبریز را به سمت شهری در حد و شان نام تاریخی اش سوق دهد.

حسین نجفی مدیر سخت کوشی است. سخت کوشی وی در جایگاه سکان دار ارشد سازمان فرهنگی هنری شهرداری تبریز مثال زدنی است و این خصیصه درمیان سایر همکاران وی در این مجموعه نیز تجلی یافته است. ویژگی های مدیریت وی به گونه ای است که توانسته سازمان فرهنگی هنری شهرداری تبریز را به سازمانی مدعی در عرصه های گوناگون فرهنگی تبدیل کند و نقش جریان سازی به خود بگیرد.

آنهایی که در ساعت های پایانی شب، مسیر خیابان آزادی را می پیمایند، می توانند در میان تاریک و روشن چراغهای رنگین پارک مفاخر، چراغهای روشن اتاق مدیرعامل سازمان فرهنگی هنری را ببینند. در یکی از همین شبهای خنک و رمضانی مرداد ماه و به بهانه آغاز سالی جدید از برنامه های این مدیر فرهنگی، در مجموعه پارک مفاخر با حسین نجفی به گفتگو نشستیم. آنچه می خوانید ماحصل گفتگویی است که بیش از ارائه عملکرد دو ساله، به تحلیلی در خصوص مسائل فرهنگی و فعالیت های این حوزه تبدیل شده است.

این گفتگو به دلیل طولانی بودن، در سه روز متوالی منتشر خواهد شد... بخش اول اين گفتگو در ذيل مي آيد:

*****


شما پیش از اینکه به مدیریت سازمان فرهنگی هنری برسید، یکی از نویسندگان و هنرمندان عرصه دفاع مقدس بودید. اما ظاهرا پیشینه فعالیت فرهنگی شما به خیلی سال های پیش یعنی دوره نوجوانی شما برمی گردد. کمی از فعالیت های خویش بگویید تا بیشتر آشنا شویم.

  قبل از همه چیز باید بگویم که همه توفیقاتی که نصیب بنده شده با لطف و عنایت خداوند بوده است.  من همواره خودم را به عنوان یک هنرجو و دانش آموز عرصه فرهنگ و هنر دیده ام و همواره سعی کرده ام در پی بیشتر دانستن و آموختن باشم. سابقه فرهنگی بنده به سال 56 و جلساتی که در مسجد ارشاد حکم آباد برگزار می شد برمی گردد. در این کلاس ها که شامل آموزش قرآن و فعالیت های کتابخانه بود، کارهای خوب و ارزنده ای انجام می شد که علاقه به مسایل فرهنگی را در وجود همه بچه های آن دوران بنیان نهاد. آن روزها در مسجد، علاوه بر فعالیت های دینی و قرآنی، با تغذیه فکری و اعتقادی که از طرف بعضی از شهدای انقلاب مثل شهید محمد باقر رنجبر آذرفام و سایر شهدا که در دوران دفاع مقدس به فوز عظیم شهادت نایل شدند، ما با مفهوم انقلاب آشنا شدیم که در ابتدای کار کاملا یک حرکت فرهنگی بود.  نقطه عطف و شروع آشنایی من با فعالیت های فرهنگی به این صورت بود. بعد با پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل بسیج از سال 59 با فعالیت در امور فرهنگی مساجد و رده های مقاومت بسیج،  هم با مفهوم بسیج و هم با فعالیت های فرهنگی بیشتر آشنا شدم. بعد از سال 63 که وارد سپاه شدم در قسمت تبلیغات بسیج، کار انتشارات را شروع کردم.  این علاقه مندی نسبت به کتاب و کتاب خوانی و کار انتشاراتی به زمانی برمی گشت که مسئول کتابخانه مسجد بودم. این علاقه، از آن زمان در من ایجاد شده بود.  در انتشارات سپاه ، با وجود کمبود امکانات،  کار انتشار جزوه، بولتن، بروشور ، کتابچه و حتی کتاب را تجربه کردم. همزمان با این فعالیت ها در بعضی از مناطق عملیاتی نیز حضور داشتم و در فروردین سال 68 بعد از اتمام جنگ به عنوان مسئول ضبط و جمع آوری خاطرات فرماندهان و رزمندگان دوران دفاع مقدس سپاه پنجم عاشورا که آن زمان شامل چهار استان آذربایجان شرقی، زنجان، اردبیل و قزوین بود انتخاب شدم. تا سال 69 که این نوع فعالیت ها گسترش یافت و من مسئول مرکز حفظ آثار و ارزش های دفاع مقدس سپاه پنجم عاشورا شدم.در حقیقت بنیانگذار این مرکز در محدوده این چهار استان بنده بودم که تا سال 81 این مسئولیت ادامه داشت. در این مرکز فعالیت هایی از جمله آموزش خبرنگاران که آن روزها به آن ضَبّاط می گفتیم را انجام می دادیم و اولین کتاب در مورد شهید باکری با عنوان "من یک بسیجی ام" حاصل تدوین مطالب آن دوره است و بعد از آن نیز کتاب های زیادی به چاپ رسید.

از اواخر سال 73 که کنگره سرداران شهید آذربایجان در استان های آذربایجان شرقی، غربی و اردبیل و زنجان در رابطه با سرداران، فرماندهان و شهدای دفاع مقدس انجام شد مسئولیت دبیر تالیف و تدوین کنگره بر عهده من بود که در آن سالها زمینه تدوین و انتشار چندین عنوان کتاب راجع به زندگانی و حماسه آفرینی های سرداران شهید آذربایجان از جمله کتاب خداحافظ سردار، گمشدگان مجنون و ستاره بدر و ده ها عنوان کتاب دیگر را فراهم کردم. از سال 81 تا سال 88 نیز در معاونت ادبیات و انتشارات بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس آذربایجان شرقی فعالیت داشتم و پس از آن به مجموعه شهرداری تبریز ملحق شدم. از جمله کارهای برجسته دوره خدمت معاونت ادبیات و انتشارات بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس، می توان به ابداع و اجرای یادواره های شهدا اشاره کرد که در شهرها و محلات استان های مختلف برگزار می شود.  

همچنین در سال های گذشته مسئول برگزاری چند جشنواره فرهنگی، ادبی و هنری بودم و مدیریت ده ها عنوان کتاب و ویژه نامه و نیز سردبیری چندین عنوان ویژه نامه در حوزه فرهنگ و هنر را نیز برعهده داشتم و در نهایت تدوین آثار دفاع مقدس هم بخشی از فعالیت های من در حوزه فرهنگ است.

 

 در کنار بسترسازی برای تولید و تدوین آثار دفاع مقدس، خودتان شخصا یک نویسنده هستید و چندین کتاب از شما منتشر شده است. در مورد کارهایی که انجام داده اید توضیح دهید.

  کارهایی که انجام داده ام، نمی توان به آنها به عنوان یک کار جدی تاکید کرد و صرفا برای عرض ارادت به ساحت قدسی شهدا و ابراز علاقه به دوران دفاع مقدس تدوین شده است و من هرگز به این کارها به عنوان یک کار ادبی جدی نگاه نمی کنم و برای همین است که تاکنون نخواسته ام که در مجلس یا محفلی، خصوصا زمانی که قصد تقدیر از آن را دارند به عنوان نویسنده حاضر شوم. چون اعتقاد من بر این است که ما باید بگذاریم نویسنده دفاع مقدس نویسندگی اش را بکند و من که داعیه مدیریت فرهنگی دارم،  کار خودم را.  به طور عمده کار من خصوصا بعد از اتمام جنگ مدیریت فرهنگی بوده، یعنی خدمتگزاری بخش فرهنگی.  برای همین علاقه ای نداشتم که به عنوان شاعر و نویسنده دفاع مقدس شناخته شوم، یعنی نمی خواستم همزمان به عنوان شاعر و هنرمند دفاع مقدس باشم و  علاوه بر آن مسئولیت بنیان نهادن مرکز حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس را نیز یدک بکشم. من باید مسئولیت خود را با تمام توان ایفا می کردم. در دوره های مختلف سعی کرده ام مسئولیت اجرایی و پشتیبانی و فراهم کردن بستر و زمینه فعالیت هنرمندان را چه در حوزه فرهنگ و هنر دفاع مقدس و ادبیات پایداری و چه در حوزه فرهنگ عمومی به انجام برسانم. نخستین اقدام برای ضبط خاطرات آزادگان عزیز در سال 69 توسط اکیپی که در محل های ورود آزادگان عزیز به میهن اسلامی مان مستقر شده بود توسط ما صورت گرفت و ما بیشترین خاطرات آزادگان را از لحاظ کمّی جمع آوری کردیم و به این ترتیب آذربایجان شرقی بیشترین مطالب و ذخایر را در این زمینه دارد. آن زمان ما نمی خواستیم چنین فرصت باارزشی را از دست بدهیم و باید این کار را انجام می دادیم و در حین ورود آزادگان به کشور و در زمانی که هیچ گونه اطلاعی از وضعیت روز کشور و شرایط بعد از جنگ و رحلت امام خمینی (ره) نداشتند، در بهترین لحظه های ورودشان به کشور خاطرات و اطلاعاتشان را ضبط کردیم. آزادگانی بودند که بیش از 48 ساعت با آنها مصاحبه کرده ایم.

 

 شما بعد از دو دوره متفاوت، مدیریت سازمان فرهنگی هنری شهرداری تبریز را پذیرفتید و این سازمان از یک رکود به یک تحرک رسید. آیا امکاناتی مهیا شد که قبلا وجود نداشت یا نگرش مدیریتی متفاوت بود؟

  من به لحاظ علاقه مندی شخصی به مسائل فرهنگی و با توجه به اعتقاداتی که دارم بیانات مقام معظم رهبری را در حوزه فرهنگ نه یک بار بلکه بارها مرور می کنم و پیروی راستین مقام معظم رهبری نه به این عنوان که در یک نشریه، هفته نامه، ماهنامه، وبلاگ و یا در سایتی به نفع خودم و با تعابیری که خودم دارم بهره برداری کنم یا علیه اشخاص دیگر و برای خدشه دار کردن شخصیت آنها به بیانات مقام معظم رهبری استناد کنم بلکه به عنوان شخصی که صحنه های دوران دفاع مقدس را طی کرده، امروز می خواهم دنبال آن باشم که وظیفه ام به عنوان یک شهروند چیست؟ از طرفی وقتی مسئولیتی بر عهده دارم و امکاناتی نیز در اختیار دارم در این مواقع تکلیف واقعا مضاعف می شود، من این طرف قضیه را انتخاب کردم که به جای کوبیدن افراد و اشخاص دیگر کار موثر و جریان ساز فرهنگی بکنیم. امروز اگر بخواهیم افراد را مورد سنجش و ارزیابی قرار دهیم عملکرد و آثاری که در این زمینه برجای گذاشته اند، مبنا و معیار  ارزشیابی هستند، صرف صدور بیانیه و یا با مطلب گذاشتن در سایت ها نمی توان در مورد افراد قضاوت کرد. با توجه به عملکرد افراد می توان فهمید که چقدر به کشور پایبند است و چقدر پیرو رهبری است و چقدر  شهر خود را دوست دارد، این مسائل با توجه به عملکرد ممکن است و صرف تئوری و سخنرانی و حضور در برنامه های تلویزیونی و مصاحبه های مطبوعاتی چاره ساز نیست. آن روز که مقام معظم رهبری تهاجم فرهنگی را بیان فرمودند بعد با جدی نگرفتن این موضوع توسط عده ای از افراد، فرمودند شبیخون فرهنگی و بعد ناتوی فرهنگی، بعد جنگ نرم که تمام اینها تذکر و هشدار بودند و آنهایی که واقعا دلسوز به مسائل انقلاب هستند باید شبانه روز در پی یافتن راه چاره ای برای این موارد باشند. باور من بر این است که اگر مسئولان در حوزه های مختلف اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی یا نباید قبول مسئولیت کنند و یا اگر قبول کردند باید از زندگی و وقت شخصی خود گذشته و به فعالیت بپردازند همانطور که در زمان جنگ فرماندهان لشکرها و گردان ها با تمام وجود وقت می گذاشتند، شاید یک نیروی رزمنده عادی و تک تیرانداز در مواقعی که عملیاتی و یا برنامه خاصی بود به انجام وظیفه می پرداختند اما فرماندهان این چنین نبودند و گاهی اوقات یک هفته کسی از آنها خبردار نمی شد و گمان می کردند که به مرخصی رفته است اما بعد می فهمیدند که یک هفته تمام در مناطق عملیاتی شرایط سخت را تحمل کرده است و اقدام به شناسایی منطقه و مواضع دشمن کرده است، در کشور ما اگر امروز بخواهند عقب ماندگی های گذشته و آنچه که به عنوان کشور اول منطقه آنچنان که مقام معظم رهبری فرموده اند، جبران کند. باید شبانه روز فعالیت داشته باشیم، مدیر باید دیرتر از همه محل کار خود را ترک کند، البته اگر کسی بخواهد در سازمانی که حضور دارد با هدفی مشخص کار کند، باید بداند که برای 24 ساعتش کار تعریف شده است و این تحرکی که در سازمان فرهنگی و هنری دیده می شود ناشی از چنین اعتقادی است، اگر اعتقاد باشد اراده نیز هست اگر اراده باشد می توان فعالیت و برنامه چشمگیری انجام داد، حالا کاری به اینکه فعالیت انجام شده مشمول نقد است نداریم، هر فعالیتی واجد یک سری نقاط ضعف و قوت می باشد. من همواره می گویم که سعی کنیم در یک سازمان و مجموعه ای که کار می کنیم حداقل وقتی از آنجا خداحافظی می کنیم نگویند که وقتی برای کار اختصاص نداد، بهتر است که گفته شود این فرد وقت صرف کرد ولی کار بلد نبود، ما باید وقت بگذاریم در این صورت است که حتی اگر کار بلد نباشیم می توانیم یاد بگیریم. در سال های اخیر نیاز کشور در امور فرهنگی بیشتر دیده می شود و  مقام معظم رهبری می فرمایند: فرهنگ اساس کار و هویت ماست، وقتی اغلب سخنرانی های مقام معظم رهبری را می بینیم تاکید بر توجه بیشتر به مسئله فرهنگ و نگرانی دیده می شود، معظم له می فرماید که شاید هیچ کدام از شما به اندازه من نگران این موضوع نباشید، رهبرمعظم انقلاب  می فرمایند: فرهنگ مثل روح است، نقش روح در کالبد انسان. اگر شخصی به تعریفی که مقام معظم رهبری می فرمایند با اعتقاد توجه کند می فهمد که چقدر برای این عرصه باید وقت صرف کند، در این صورت است که دیگر نمی تواند بنشیند. آن وقت، آنقدر کار هست که فرصت نمی کند به کار دیگران عیب و ایرادی بگیرد، من بارها گفته ام که مقایسه اینطور می شود که همه بیایند و عملکردشان را روی میز بگذارند و بعد از هر نظر که خواستند بررسی شود، می توانند با آثار یا سوابق یا با برنامه های انجام شده بررسی کنند و مقایسه کنند، قطعا معیاری برای مقایسه و ارزشیابی وجود دارد، با هر معیاری که خواستند می توان با آن اقدام به مقایسه کرد و اگر به نظر می رسد که در سازمان تحرکی وجود دارد عمده ترین دلیل آن ، وقت گذاشتن است و از روزی که من به این سازمان معرفی شده ام گفته ام که شعار ما کار، کار و کار است و به بحث های بیهوده سیاسی وارد نخواهیم شد، البته منظور من این نیست که شناخت و آگاهی و رای و نظر سیاسی نخواهیم داشت، نه، بلکه معتقدم در فضای کار و با استفاده از امکانات بیت المال نباید با وارد شدن در بحث های بیهوده سیاسی از فعالیت مستمر و موثر بازماند، ما برای اعتلای نظام و انقلاب، باید به فرامین و بیانات و رهنمودهای حضرت امام (ره) و مقام معظم رهبری در حوزه فرهنگ، توجه جدی داشته باشیم و به آنها عمل کنیم، اگر به این موارد توجه داشته باشیم در آن صورت آنقدر طرح و برنامه برای انجام دادن داریم که می توانیم کار کنیم. در دو سال گذشته مجموعه اندک سازمان با امکانات محدود بدون هیچ گونه کمک دولتی توانسته است کارهایی انجام دهد که مهمترین آنها ایجاد ارتباط با اصحاب فرهنگ و هنر است که شاید بزرگترین افتخار و سرمایه ما نیز همین باشد و تکیه ما بیشتر بر همراهی و همکاری با اساتید و فرهیختگان این حوزه
می باشد.

اینکه گفته می شود در دوره مدیریت اینجانب امکانات و بودجه خاصی به این سازمان بخشیده شد و به کمک همین بودجه و امکانات بود که سازمان توانست به عرصه های نا آزموده بپردازد، این ادعا درست نیست، اتفاقا بنده سازمان را در شرایط رکود تحویل گرفتم و سازمان فاقد مکان مشخصی برای استقرار بود. خانه هنرمندانی نداشت،گالری نداشت، شهرکتاب نداشت، نیروی انسانی کافی نداشت، هاتف شهر نداشت، خانه های تخصصی فرهنگی هنری نداشت. سازمان فرهنگی هنری امروز اگر مورد حسادت واقع میشود، ناشی از این است که واقعاًمدیران، مسئولین و کارکنان سازمان در دو سال اخیر با تمام وجود و فداکارانه کار کرده اند.


ادامه دارد>>



PDF چاپ چاپ