لینک های مرتبط









 



.
 
 
 
  جستجو
 
تاریخ : شنبه 21 اسفند 1389     |     کد : 191

اهل علم و ادب و هنر را هیچ سرمایه ای بالاتر از استغنای طبع و کرامت نفس نیست

اگرچه پیش خردمند خامشی ادب است به وقت مصلحت آن به که در سخن کوشی هنرمندان، ایزد منّانی را شاکرند که خود، منشأ حُسن و جمال و زیبایی بوده و موهبت درک و احساس آن را به بشر عطا فرموده است و انسان را در فهم و کشف حسن و جمالش سزاوار نموده است. خالق یکتایی که منظری از رُخ پرنقش و نگار خویش را برای آرامش دل انسانها به دست هنرمندان سالکش، متجلّی نموده است.

اگرچه پیش خردمند خامشی ادب است                              به وقت مصلحت آن به که در سخن کوشی




هنرمندان، ایزد منّانی را شاکرند که خود، منشأ حُسن و جمال و زیبایی بوده و موهبت درک و احساس آن را به بشر عطا فرموده است و انسان را در فهم و کشف حسن و جمالش سزاوار نموده است. خالق یکتایی که منظری از رُخ پرنقش و نگار خویش را برای آرامش دل انسانها به دست هنرمندان سالکش، متجلّی نموده است.



این همه نقش می و عکس مخالف که نمود                یک فروغ رُخ ساقی است که در جام افتاد


هنرمندان و فرهیختگان عمری تلاش صادقانه در عرصه فرهنگ و ادب و هنر را بر این باور تحمل می نمایند که کارشان فرهنگی بوده و اجر معنوی دارد؛ اما این به معنای نفی حق شناسی دست اندرکاران و متولیان امور فرهنگی از خادمین علم و ادب و هنر نمی باشد. هنرمندان همواره بر این امید دل بسته اند که شاید مردی از قافله حق گزاران از پرده برون آید و کاری بکند و اجر معنوی سالها ریاضت هنر را از متولیان امور فرهنگی دریافت کنند.


صاحب ذوقان بیشتر از همه واقف هستند که اهل علم و ادب و هنر را هیچ سرمایه ای بالاتر از استغنای طبع و کرامت نفس نیست و هنرمندان هیچ وقت هنر متعالی خود را با لذات زودگذر معاوضه نمی کنند. زیرا امور دنیوی درنظر ارباب قلم خوار و حقیر و بی مقدار بوده و تحولی در زندگی آنان ایجاب نمی کند که «الدّنیا جیفهٌ وَ طالبها کلاب» دنیا سرای فتور است و متاع غرور.

    
روا نبود هنر سنجیده گردد با زر و گوهر                          که هرگز نیست زر را پیش اهل فضل، تعدادی

تا زنده بود خوار کنندش ز جفا                                      
ور مرد به عزتش بگیرند به دست


هنرمندان ما با توجه به اینکه «الکلام اذا تکرّر تقرّر» به دفعات این بیت زنده یاد استاد عابد (علیه الرحمه) را تکرار نموده اند که:


مرده می خواهند اینها تا عزادارش شوند                      
زنده را قدری نباشد پیش ابنای زمان

حال که سازمانی، مسئولیت این حق شناسی از هنرمندان را در طول حیاتشان بر عهده گرفته و بردل های شکسته آنان، از این همه جفا و بی مهری، مخصوصاً دراین چند ساله اخیر، مرهمی نهاده است و با گرفتن جشنواره ای، هفته فرهنگی ایی، کتاب سالی، تجلیل اززنده نامان و ... کاری خداپسندانه و مدبرانه انجام میدهند و بر این رسم کهنه و دیرپای که تنها استخوان پوسیده عالمان و هنرمندان لایق سپاس و قدرشناسی است خطّ بطلان کشیده و جایگاه و منزلت و شأن افراد را درقید حیاتشان ارج می نهد. انصاف نیست که ارباب قلم، عفت کلام را تا این حد پایین بیاورند و این همه کار فرهنگی را ضد فرهنگ، خودخواهانه، حیف کردن بیت المال و در جهت اغراض شخصی، گروهی و سیاسی قلمداد کنند.



شناساندن ارباب فضل و هنر به جامعه و ارایه آثار آنان در بین اقشار مختلف جامعه، از کمترین کارهایی است که یک سازمان فرهنگی و هنری می تواند انجام دهد. کجای این کار بار اخلاقی منفی دارد؟ اگر معتقدیم که فرهنگ هر جامعه به تعداد چراغهای فرهنگی و هنری ای است که روشن شده است. اگر باور داریم که هنر تجلی جمال جانان است پس بیایید از دست ها، قدم ها و قلم هایی حمایت کنیم که ابری تر از آسمان، لبان تَرَک خورده عاطفه ها را سیراب می سازند و تشنگان محبت را به قطره قطره نوازش خویش، شکفتن و رُستن می آموزند و چراغ امیدواری و دلگرمی را در دل آنان روشن نگه می دارند.

 

بیایید در قضاوت هایمان توشه عدل و انصاف وجوانمردی را بدرقه راه خود کنیم تا در آن وقت که چشمها گریان و دل ها بریانی و شیطان طمع در ایمان ما می کند، ندای «لا تخافوا و لاتحزنوا...»بشنویم.


بیایید سازمانها و افرادی که عاشقانه و دلسوزانه در عرصه های علمی، فرهنگی و هنری بی هیچ توقع و چشم داشتی، تنها در جلب رضای خالق و خدمت به خلق و فرهنگ و ادب تلاش و مجاهدت می نمایند قدر بدانیم و به استمرار فعالیت هایشان امیدوار و دلگرم باشیم.


بیاییدبه همه نشان بدهیم که مسایل فرهنگی و ادبی و هنری، جایگاه والایی دارد ودر عمل ثابت کنیم که «هنرمند هر جا رود قدر ببیند و بر صدر نشیند» پس پشتیبان سازمانها و متولیانی باشیم که این فرموده سعدی (علیه الرحمه) را نصب العین خود قرار داده اند.


بیایید سازمانها و مسئولین فرهنگی را به سبب قُربِ دار و حقّ جوار مورد نقد و ارزش گذاری قرار ندهیم بلکه شأن و منزلت آنان را به سبب اعمالشان و فعالیت هایی که در ارتقاء سطح علمی و فرهنگی و ادبی جامعه انجام می دهند، ارج نهیم.


بیایید جان نفیس و وجدان عزیز خود را با ملاحظه کاریها و کم توجهی ها و کج اندیشی هایمان در معرض تلف قرار ندهیم و اگرقلمی در دست داریم آن را در راه درست و سازنده به کار بگیریم.
بیایید مراد همه ما تنبّه کردن خود و دیگران از وظایف و مسئولیت های اجتماعی و فرهنگی باشد و روزمرّگی و گرایشهای خطی و فکری، ما را از مسئولیت خطیرمان که همانا «فذکّر انّما انت مذکّر» است، دور نسازد. ان شاءا...


محمد علی فرزبود
18 اسفند 1389


PDF چاپ چاپ