چهارشنبه 30 مرداد 1398 _
 
 
 لینک های مرتبط









 
 
 

 
 
  جستجو
 
تاریخ : دوشنبه 7 مرداد 1398     |     کد : 5400

شهردارِ وارسته و تبریزِ هزارآرزو

روزهای نخست مرداد، مقارن با زادروز «زنده‌یاد حمید وارسته» شهردار فقید تبریز و یکی از چهره‌های مهم توسعه تبریز است.

در خاطرات خود نوشته «هزار آرزو برای شهر و شهرداری» داشته‌است. بخشی از این آرزوها، امروز به عنوان دستاوردهای توسعه شهری تبریز شناخته می‌شوند و بخش دیگر، در بی‌پولی آن روزهای شهرداری و اختلافات پیاپی با استاندار دستگاه پهلوی، به محاق رفته‌است.
شاید بتوان او را در شمار اندک مسئولانی نامید که به رغم مسئولیت در دوره پیش از انقلاب اسلامی، کسی در خدمت صادقانه و دلسوزانه‌اش تردید ندارد.
دکتر وارسته نهم مرداد 1304 در تبریز چشم به جهان گشود. متاسفانه حسب حالی از روزگار کودکی، جوانی و میان‌سالی دکتر وارسته ثبت نشده است. جز این عکس پرسنلی، عکسی از او در دسترس نیست. با این حال، او  خاطرات خود را از دوره حضور در شهرداری تبریز، در کتابی با عنوان «تبریز و خاطره‌ها» سال 1370 توسط انتشارات ارک منتشر کرده‌است. این نوشتار، گزیده بسیار کوتاهی است از همین کتاب.


لازم به ذکر است که وارسته جز این کتاب، دو کتاب مهم دیگر، در حوزه تخصصی خود دارد: «تعلیق مجازات و آزادی مشروط در قانون» و «فرهنگ جامع حقوقی». او از وکلا و حقوق‌دانان شناخته‌شده کشور بود. با این همه، به اصرار انجمن شهر و با خواهش معتمدان و نخبگان تبریزی، چند روز مانده به نوروز 1348 راهی عمارت تاریخی شهرداری تبریز شد.
در روزگاری که مراسم تودیع و معارفه مثل امروز رایج نبود، وارسته، اعضای انجمن شهر، مدیران شهرداری، معتمدان شهر و معدود خبرنگاران آن زمان را در جایی که امروز «موزه فرش» است، گرد هم آورد، نزد همه وضو گرفت، دست بر کلام‌الله نهاد و سوگند یاد کرد که در طول مسئولیت، جز تلاش برای صلاح شهر و مردم، نیتی نداشته‌باشد.
 
شهردار تبریز، چطور مقابل برادر شاه ایستاد؟
او بار اول از «اسفند1347 تا آذر1350» و بار دوم از «مرداد1354 تا دی1356» عهده‌دار مسئولیت شهرداری بود و آن طور که در خاطراتش گفته، با قبول مسئولیت شهرداری، از دو جنبه مالی و روحی در زندگی شخصی صدمه دید: نخست اینکه عایدی سرشار وکالت را از دست داد و دیگری که بسیار برایش آزاردهنده‌تر بود، این بود که در محافل انقلابی،گفته می‌‌شد وارسته خود را به دستگاه (پهلوی) فروخته‌‌است. این اتهام، در صورتی است که او در طول مسئولیت خود، مدام با «سپهبد آزموده» استاندار وقت آذربایجان‌شرقی که از نظامیان مهم دستگاه پهلوی بود، در کشمکش و اختلاف بود. اختلافاتی که هیچ‌وقت به نقطه تفاهم نرسید. بعلاوه وارسته حتی در مسیر اجرای قانون، در مقابل فرد قدرتمندی مثل «حمیدرضا پهلوی» (برادر شاه) که قصد داشت بدون پرداخت مالیات ارزش افزوده، قطعه زمین اعلی و بزرگی را در محله ولیعهد (ولیعصرامروزی) تملک کند، ایستاد، و البته تاوانش را هم داد.
 
خدمت ماندگار دکتر وارسته به کارگران شهرداری
وارسته از نخستین روزهای حضور در شهرداری، متوجه ضرورت سامان‌دهی کارگران شد. هنوز چند هفته‌ای از آغاز مسئولیت وارسته نگذشته بود که ارتباط محبت‌آمیز او با رفتگران و کارگران، سر زبان‌ها افتاد. بسیاری از کارگران را به نام می‌شناخت و احوال‌پرسی گرمش با رفتگران، نقل محافل بود. ایده‌هایی نظیر کمک‌هزینه جهیزیه و تقدیر از فرزندان ممتاز کارگران، توسط او در شهرداری تبریز بنیان گذاشته‌شده‌است.
رفتگران شهرداری که تا آن موقع، به صورت روزمزد یا حق‌الزحمه‌ای کار می‌کردند، با آغاز مسئولیت شهردار جدید، جایگاه استخدامی یافتند. او برای تک‌تک کارگران، ابلاغ نوشت و شخصاً ابلاغ تک‌تک‌شان را امضا کرد و تحویل‌شان داد.
خدمت دیگر دکتر وارسته به جامعه کارگری شهرداری این بود که حساب بانکی مجزایی برای کارگران تاسیس کرد. این حساب به نام خود وارسته ایجاد شد، اما به گواه سندی که در کتاب آورده‌است، در کارت افتتاح حساب، این چنین قید کرده است: «مانده این حساب پس از مرگ من تعلق به وراث من ندارد و از این حساب جز به نام کارگران و کارمندان شهرداری چکی صادر نخواهد شد.»
از دیگر ایده‌های کارگری وارسته این بود که دستور داد هر صبح، یک لیوان شیر و یک سیب به کارگران داده‌شود. این اقدام، امتیاز رفاهی ویژه‌‌ای نبود، اما در دوره‌ای که رفتگری، در جامعه، یک پیشه فرودست و نازل خوانده می‌شد، ایده‌ای نمادین و ارزشمند بود.
 
برخورد کارشناسانه و اخلاق‌مدارانه با تخلف
شیوه او در برخورد با تخلف و فساد، کارشناسانه و اخلاق‌مدارانه بوده‌است.آن طور که در خاطراتش آورده‌است، در مورد خطاهای متعارف، نصیحت‌های خصوصی را لازم می‌دید. خطاهای جدی‌تر، طبیعتاً تنبیه‌ها و تذکرات جدی‌تر را در پی داشت. مواردی نیز بود که برای حفظ شان و شخصیت افراد، به پاکسازی و بازنشستگی خاطیان منجر می‌شد.
 
مخالفت سپهبد آزموده با «لایحه نجات باغ‌شهر تبریز»
آغاز مسئولیت وارسته در شهرداری تبریز مقارن بود با زمانی که معماری و شهرسازی تبریز مانند سایر شهرهای کشور، از حال‌وهوای سنتی خود فاصله گرفت و آپارتمان‌سازی به عنوان یک شیوه مدرن در حال گسترش بود. معلوم بود که باغ‌های تبریز، قربانی نخست این شیوه بود. از این رو، وارسته برای اینکه تخریب باغ‌ها را به حداقل برساند، لایحه‌ای را به تصویب انجمن شهر رساند که طبق آن، شهرداری با توافق مالکین مجاز باشد که ۵۰ درصد اراضی باغات را اجازه تفکیک و ساختمان بدهد و ۵۰ درصد دیگر با سند رسمی باغ، به مالکیت رایگان شهرداری درآید. این لایحه، اگر در آن زمان اجرا می‌شد، دست‌کم نیمی از باغ‌شهر تبریز هنوز زنده بود، اما مخالفت سپهبد آزموده، استاندار وقت با مصوبه انجمن شهر، مانع از به ثمر رسیدن این طرح شد.
 
طراحی «پارک بزرگ» با الگوی هایدپارک
 مرور یادداشت‌های وارسته نشان می‌دهد که وضعیت پارک بزرگ چه سابقه دور و درازی دارد. طرحی که وارسته با هزار حسرت و آرزو در مورد این پارک سخن گفته، مطابق الگوی هایدپارک لندن و شامل بخش‌های ورزش، لونا‌پارک، باغ‌وحش، کتابخانه، گالری، پیک‌نیک، قایقرانی، ماهیگیری، و چرخه‌سواری، سوارکاری، جنگل، مرغزار، دریاچه، باغ‌میوه بوده‌است.آن طور که وارسته نوشته، استاندار وقت با پیشنهاد شهرداری برای نقشه‌برداری اراضی پارک توسط یک مهندسان تبریزی، مخالفت کرده بود تا این پارک، در قالب یک پروژه پرسود، نصیب مهندسان دربار شود.
 
میراث سیحون در ائل‌گلی تبریز
بیشتر درخت‌های قطوری که امروز بر شاهگلی سایه انداخته، ریشه در همت والای وارسته دارد. بخش اعظمی از تملک‌ها، انبوه‌کاری‌ها و منابع آبی ائل‌گلی در دوره اول مسئولیت او شکل گرفته‌است. نکته دیگری که در دانشنامه‌های معماری ذکر نشده‌است، بازسازی عمارت کلاه‌فرنگی شاهگلی با نقشه «هوشنگ سیحون» معمار بنام ایرانی است. سیحون از رفقای قدیمی وارسته بود و با تقاضای او، قبول کرد که به تبریز بیاید و نقشه بنای منتظم و آجری فعلی را ارائه دهد.
 
همت وارسته و مسیرگشایی‌های ماندگار تبریز
 خیابان جمهوری اسلامی، خیابان شهید محققی، خیابان ۱۷شهریور و بلوار ستارخان از پروژه‌های طلایی توسعه و عمران کلان‌شهر تبریز است که در دوره وارسته عملیاتی شده‌است. مهم‌ترین این مسیرگشایی‌ها، قطعاً مسیرگشایی خیابان آزادی است. وارسته که در یادداشت‌های خود، مدام از لجبازی استاندار وقت سخن گفته، این پروژه هشت کیلومتری را مرهون وساطت او می‌داند و می‌نویسد: «شهریورماه که شاه به تبریز آمد، استاندار چندین بار به شاه التماس کرد که به لشکر دستور بدهد که اجازه عبور پروژه را از محوطه سربازخانه بدهند و بالاخره شاه این دستور را داد. فردای آن روز بولدزرهای شهرداری راه مسیر را باز کردند.»
 
نامگذاری «وادی رحمت» با همفکری استاد شهریار
وادی رحمت امروز، تا سال‌های پایانی دهه 40، از اراضی وزارت کشاورزی و منابع طبیعی بود و توسط وارسته، به عنوان یکی از پروژه‌های ضروری کلان‌شهر تبریز، تملک، فضاسازی و سامان‌دهی شده‌است. نکته جالب اینکه وارسته در نامگذاری این مجموعه، از دو چهره شاخص شهر استمداد کرد. «استاد شهریار» از روی مصرعی از حافظ (عاقبت، منزل ما وادی خاموشان است) «وادی خاموشان» را پیشنهاد می‌کند و آیت‌الله میرزاعبدالله مجتهدی تبریزی، پیشنهاد شهریار را تکمیل می‌کند و «وادی رحمت» را پیشنهاد می‌دهد.

دکتر وارسته، در سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی، مسئولیتی نداشت. مدتی در تبریز بود و پس از آن برای همیشه در انزوی پایتخت به سر برد. ‌به‌رغم خدمات جریان‌ساز و ماندگار، سایه سنگین مسئولیت در دوره پهلوی، آنقدر پررنگ بود که وی نتواند جز انتشار کتاب خاطراتش، دست به کار برجسته‌ای بزند.
دکتر وارسته 24 اسفند سال 94، درست مقارن با روزی که 50 سال پیش، وارد شهرداری تبریز شده بود، چشم از جهان فرو بست. در آخرین روزهای عمرش، وقتی به عیادتش رفتیم، رنگ به رخسار نداشت. از آن جانِ پرشور، جز کالبدی سرد و سالکن باقی نمانده بود. به تندی زیر لب، نفس‌نفس می‌زد و به سختی می‌توانست با گردش چشمانش «خوش‌آمد» بگوید. گویی خیره بود به خاطرات دور و دراز گذشته. سال‌های کشمکش با سپهبد آزموده، منبر آقای قاضی و آیت‌الله مجتهدی، عذرخواهی از «بالا خانوم» پیرزن تنهای لیلاآبادی، توبیخ توسط شخص شاه، آتش روزهای انقلاب، 29 بهمن 1356، استعفا، انزوا و بی‌کسی... کوشش آن حق گزاران یاد باد.
 



   -  -  -
فرشید باغشمال


مدیر سایت  سازمان فرهنگی هنری شهرداری تبریز