لینک های مرتبط


















 
 
 

 
  جستجو
 
تاریخ : يکشنبه 9 ارديبهشت 1397     |     کد : 4678

روز واپسین؛ راهی که آغاز شده است

📌 گزارشی از روز واپسین پنجمین جشنواره بین المللی نمایش های خیابانی و فضای باز تبریزیم

احسان شامی:روز واپسین جشنواره هم، در میان آب و هوای منصربفرد اردیبهشتی تبریز تجربه شد. آب و هوایی که همه را منتظر بارانی سخت کرده بود، اما آب و هوا با گروه های هنری بود و آنها را یاری کرد تا اجراها چون چهار روز گذشته بهتر، پربارتر و پرمخاطب تر اجرا شوند؛ روز پنجم، 10 اجرا روی صحنه رفت.

جشنواره اما در روز واپسین میهمانانی ویژه داشت. شهردار تبریز در کنار دکتر شهرام دبیری و فریدون بابایی اقدم، بعدها معاون فرهنگی اجتماعی شهردار، حجت الاسلام احمد حمیدی، مهندس الموسوی، مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی و از همه مهم تر خود شهروندان که حضور در متن جشنواره را به حضور در خانه ترجیح دادند و کنار هنرمندان جشنواره ایستادند.

اجرای اول در روز آخر جشنواره، "پارک ازدواج" نام داشت. اجرایی که در حضور شهردار، میهمانانی از شورای شهر دنبال شد. این نمایش داستان دو نامزد کوتاه قد را روایت می کند که برای صحبت برسر چگونگی مراسم ازدواجشان، در پارک محله قرار گذشاته اند. اما چالش مبلمان شهری، برای آنها دستمایه کار تئاتری شده است که با بیانی طنزآمیز، مدیران شهری را خطاب قرار دهند و از آنها بخواهد برای مناسب سازی شهر برای چنین طیفی از شهروندان، برنامه ریزی هایی صورت دهند. انی نمایش به کارگردانی اعظم چراغی و نویسندگی فریبا اسکندری به میان مردم آدمده بود و با استقبال گسترده ای از سوی مدیران شهرداری و نیز شهروندان روبرو شد.


اجرای دوم، اختصاص به نمایش ماسک شو داشت. نمایشی که اجرایی با مدت زمانی کوتاه تر طی روز گذشته، توسط هنرمندان گرجی روی صحنه رفت. امروز این اجرا طولانی تر، پربار تر و پرمخاطب تر بود. ماسک شو که خود، عنوان سبک برای نایش است با استقبال گسترده مخاطبان روبرو شد و دوربین ها برای گرفتن سلفی ها و عکس های یادگاری از جیب ها و کیف ها در آمد. داستان، همان داستان روز قبل بود: عروسک ها نمایشی کودکانه را اجرا می کنند و همه، حتی بزرگترها نیز در این اجرا با گروه نمایشی و کودکان هم داستانند.


سومین نمایش خیابانی و فضای باز، نمایشی بود با عنوان "هر اوخیان ملا نصرالدین اولماز". ضرب المثلی بسیار کاربردی در زبان ترکی به این معنا که هر کسی که صاحب دانش است، لزوما فرد دانایی نیست. این نمایش براساس داستانی از جمال ساقی نژاد نویسندگی و توسط خود او نیز کارگردانی شده بود. این نمایش با دو بازیگر، داستان دو پاکبان را توصیف می کند بر سر جمع آوری یک بطری از سطح معبر، باهم دچار اختلاف شده و جر و بحث می کنند. این جر و بحث موجب می شود با فردی غریبه مشورت کنند و او برای آنها با توصیه های خود، راه و چاه نشان دهد. راه و چاه او، باعث بوجود آمدن مشکلات و مصائبی می شود که به داستان عمق می دهد و مخاطبان را با خود همراه می کند.


چهارمین نمایش اجرا شده در روز پنجم و آخِر، هویت گمشده نام داشت. اثری به نویسندگی و کارگردانی حامد نوری منافی زاده با دو بازیگر که ماجرای بیماری دو شخصیتی را روایت می کند که در آن بیمار از محل مداوای خود گریخته و پزشک معالجش که به دنبال اوست، با شخصیت دوم او روبرو شده و شخصیت خودش را نشان می دهد. در این اختلال دو شخصیتی، او برخی قوانین و مقررات شهروندی را به هم میزند و از خود شخصیتی ناهنجار بروز می هد که برای مخاطبین جشنواره قابل توجه است. این نمایش با بازخورد خوب شهروندان روبرو شد و آنها را به تحسین واداشت.


اجرای پنجم، اثری بود به نویسندگی و کارگردانی راضیه سربازی، ارائه شده در بخش کار اولی‌ها با عنوان "مجلس خاکسپاری". داستان در این اجرا، از این قرار است که مرد و زنی، برای دور ماندن وقت گذراندن های بسیار برای گوشی تلفن همراه شان، تصمیمی میگیرند آن را دفن کنند. این انگیزه آنها را وارد چالش هایی میکند که برای مخاطب که شاید بسیاری با آن همذات پنداری می کنند، قابل توجه است و با نمایش همراه می شوند. نمایشی که در عین پرداخت به مسائل ساده و ابتدایی در تلاش برای اراده راه حل به ایشان بود. این نمایش به دلیل موضوع ویژه خود با اقبال مخاطبان و شهروندان حاضر در جشنواره روبرو شد.

نمایش ششم روز پنجم جشنواره، "لیلی و مجنون" نام داشت. عنوان این نمایش که برگرفته از یکی از داستان های کهن ادبیات فارسی است، در بخش ملی از بروجرد اراده شده بود. این اثر منتخب دوازدهمین جشنواره بین المللی تئاتر خیابانی مریوان بود. داستان "لیلی و مجنون" ارائه شده توسط پژمان شاهوردی و کارگردانی خود نویسنده، این بود که در آن شخصیت مجنون که برگزیده جشنواره جوان خوارزمی است، به یک جزیره سفر می کند در آن با لیلی آشنا می شود. این آشنایی موجب آن می شود که آنها به هم علاقمند شوند و طی آن تصمیم به ازدواج بگیرند. اما نداشتن شغل مناسب که درخواست لیلی از مجنون است، وصال آنها به تعویق می اندازد و باعث می شود که سیر داستان، به گونه ای جالب توجه برای مخاطبان پیش رود.


در هفتمین اجرا، هنرمندان "اتریشی- آذربایجانی" اثری به نویسندگی توماس ارنست و کارگردانی افلاطون عبدلله‌اوف، ارائه کردند با عنوان "از بطن به بطن" که در آن می کوشد اثری معنایی را به مخاطب انتقال دهد: اینکه آدمی هر اندازه بخواهد به پدیده های اطرافش با دیده مثبت و موثر بنگرد، همواره در طول مسیر با اتفاقاتی روبرو می شود که او را ادامه مسیر نومید می کنند. این عده می تواند نزدیکترین افراد به فرد باشند. آنهایی که در شرایط خاص آدمی را نومید می کند و باعث می شود امیدواری را نسبت به آنها از دست بدهد. این نمایش که از بخش بین الملل میهمان جشنواره بود، با توجه ویژه از سوی مخاطبین جشنواره همراه شد و تحسین آنها را به دنبال داشت.

هشتمین اجرا، "انسان و آتش" بود. اثری بود از کشور مقدونیه که در آن براساس داستانی از پرومته به جشنواره ارائه شده بود. نویسنده و کارگردانش، "دژان پروجکوفسکی" بود که شش بازیگر، نمایش خود را پیش می بُرد. داستانی متعلق به اساطیر یونان که در اجرای خیابانی این اثر، نویسنده پرامتوس، برای نجات مردم از سرما، آتش را مخفیانه از خدایان می گیرد. زئوس نیز که از این اتفاق خشمگین شده است، دستور مجازات وی را می دهد. در جریان مجازات پرامتوس، عقاب جگر او را در کوه های قفقاز می خورد، اما به واسطه جاودانگی که دارد، زنده می ماند و قرن ها سختی را تجربه می کند. این اثر به دلیل ماهیت منحصربفرد و اساطیری خود با استقبال گسترده ای از سوی مخاطبان جشنوراه روبرو شد. این نمایش در بخش بین الملل موفق به حضور در جشنواره پنجم تبریزیم شده بود.

نهمین اجرا از اجراهای روز پنجم جشنواره، "اشباح ناخودآگاه" نام داشت. اثری ارائه شده از کشور آذربایجان با نویسندگی و کارگردانی یونس ولی‌پور که با گروهی پنج نفره از بازیگران آذربایجانی اثر خود را ارائه کرد. در این نمایش، می کوشد ذات یکسان همه انسان ها را نشان دهد. اما مسائل مختلف برا نحوه زندگی آنهاتاثیر می گذارد و از هر یک شخصیت متفاوتی می سازد. این نمایش نیز به دلیل ماهیت خاص خود با اقبال تماشاگران روبرو شد و تشویق های مکرر آنها را به دنبال داشت.

اجرای واپسین از روز واپسین جشنواره، اثری بود از "کمال قوجا تورک" که از بخش بین الملل میهمان جشنواره بود و به شرح زندگی "جان یوجه" شاعر معاصر ترک می پردازد. نمایش "جان" زمینه ای برای ادای احترام به این شاعر شاعری که شاید در ایران کمتر شناخته شده است، اما آثار وی دستمایه بسیاری از هنرمندان ترکیه است و مردم این سرزمین با این اشعار مانوس اند. این اجرا نیز با همراهی مخاطبان جشنواره دنبال شد و آنها را به تشویق "کمال قوجا تورک" وا داشت.



جشنواره تبریزیم، اجراهای خود را به پایان برد. هر چند این پایان، به واقع آغازی است شکوهمند برای استمرار نمایش های خیابانی و فضای باز. باشد که هنرمندان این راه را ادامه دهند.

فردا نتیجه رقابت های این پنج روز، مشخص می شود. باشد که این کوشش های چند ماهه، ثمربخش باشد.



مدیر سایت  سازمان فرهنگی هنری شهرداری تبریز
نوشته شده در   يکشنبه 9 ارديبهشت 1397  ساعت  10:54   توسط   مدیر سایت سازمان فرهنگی هنری شهرداری تبریز    تعداد بازدید  105
ویرایش شده در دوشنبه 10 ارديبهشت 1397 ساعت 01:05 توسط مدیر سایت سازمان فرهنگی هنری شهرداری تبریز
PDF چاپ بازگشت
نظرات شما :