لینک های مرتبط









 
 
 

 
 
  جستجو
 
تاریخ : پنجشنبه 5 آذر 1388     |     کد : 161

گفتگو با استاد میر عباس آل یاسین

مهدی قنبروند در ابتدا خودتان را براى خوانندگان گرامى معرفى بفرمائيد. من عباس آل ياسين، سال 1327 در شهرستان اهر متولد شده ام . علاقه ام به ماندگارى و تصویرسازی را مديون مادرم هستم . چون با درست كردن مجسمه هاى گلى مرا سرگرم و مشغول مى نمود . يادم مى آيد عروسكهاى پارچه ای برايم درست می کرد؛ هميشه افسوس مى خورم كه اى كاش اين مجسمه هاى گلى را نگه داشته بودم . به دنياى هنر از طريق نقاشى سياه قلم وارد شدم . به ياد دارم زمانى كه نقاشى رنگ روغن كار مي كردم، تركيب رنگها را از مادرم مي پرسيدم . بعدها به عكاسى علاقه مند شدم و در گوشه اى از انبارى خانه مان تاريكخانه درست كردم . به ثبت تصوير در هر زمينه اى علاقه داشتم . بعد از اينكه به تبريز آمدم . عكاسى برايم جدی تر شد . مطالعات و فعالیت های عكاسى ام گسترده تر شد . در حال حاضر 48 سال است كه عكاسى مي كنم و در بيشتر رشته هاى عكاسى كه برايم جذابيت داشته اند فعاليت كرده ام .

مهدی قنبروند






در ابتدا خودتان را براى خوانندگان گرامى معرفى بفرمائيد.


من عباس آل ياسين، سال 1327 در شهرستان اهر متولد شده ام. علاقه ام به ماندگارى و تصویرسازی را مديون مادرم هستم. چون با درست كردن مجسمه هاى گلى مرا سرگرم و مشغول مى نمود.
يادم مى آيد عروسكهاى پارچه ای برايم درست می کرد؛ هميشه افسوس مى خورم كه اى كاش اين مجسمه هاى گلى را نگه داشته بودم.
به دنياى هنر از طريق نقاشى سياه قلم وارد شدم. به ياد دارم زمانى كه نقاشى رنگ روغن كار مي كردم، تركيب رنگها را از مادرم مي پرسيدم. بعدها به عكاسى علاقه مند شدم و در گوشه اى از انبارى خانه مان تاريكخانه درست كردم. به ثبت تصوير در هر زمينه اى علاقه داشتم . بعد از اينكه به تبريز آمدم. عكاسى برايم جدی تر شد. مطالعات و فعالیت های عكاسى ام گسترده تر شد. در حال حاضر 48 سال است كه عكاسى مي كنم و در بيشتر رشته هاى عكاسى كه برايم جذابيت داشته اند فعاليت كرده ام.


تعريف شما از عكس چيست؟

سوال جالبى است منتها ما از دو بعد مي توانيم عكس را بررسى كنيم . يكى با ديد عاميانه و دومى از نظر علمى . از لحاظ علمى عكس يعنى ثبت تصوير توسط نور و مواد شيميايى به طريق الكترونيكى. برخى تعريف هاى عمومى مانند ثبت لحظه هاى گذرا و ثبت وقايع از تعریف های متداول عكس است. ولى خب، عكس مقوله اى است كه توسط آن بينشى با تركيب تكنولوژى و هنر به تصوير در مي آيد. اگر مجموعه وقايع و اتفاقات را به طريقى ثبت كرده و به تصوير دو بعدى تبديل كنيم، اين تصوير عكس ناميده مي شود.


زمانى كه عكاسى 150 سال قبل به وجود آمد، عكاسى را هنر قلمداد مى كردند. ولى الان به نظر مي رسد عكاسى را نمي توان زير شاخه هنر دانست. نظر شما چيست؟ آيا عكاسى را مي توان رسانه مستقل دانست؟

گفتگوهاست در اين راه كه جان بگدازد / هر كسى » به قول حافظ « عربده اى اين كه مبين آنكه مپرس نظرات متفاوت است . ما می دانيم كه انسان هميشه به فكر سازندگى و خلق كردن بوده است . با مرور تاريخچه عكاسى، می بينيم كه انسان با اولين ديوارنگاره هايش می خواست توسط تصوير ماندگار شده، خودش را تثبيت نمايد . قبل از عكاسى، ثبت تصاوير توسط نقاشى صورت می گرفت . عكاسى ثبت تصوير
را سريعتر و سهل الوصل تر كرد . با مطالعه تاريخچه عكاسى می بينيم كه عكسهاى اوليه در واقع وقايع نگارى هستند . اين عكسها تصوير يك فرد يا خانواده يا رفتار و پوشش يك قوم را نشان می دهند . به نظر بنده عكاسى هنر است . عكاسى از يكسرى ظرفيتها و تكنولوژى پيروى مي كند . عكاسى با ما حرف مي زند، عكاسى به ما هويت می دهد . عكاس، هويت، تاريخ و وقايع را ثبت می كند . به نظرم عكاسى به حدى رسيده است كه می تواند يكسرى جريانات سياسى را عوض كند . ما می دانيم در طول تاريخ عكاسى، عكسهايى بوده كه به اندازه يك كتاب حرف براى گفتن داشته است .


محدوده شهر چقدر در عكاسى شما تأثير داشته است؟

مطمئنا بى تأثير نبوده است . ولى واقعيت اين است زمانى كه ما عكاسى را شروع كرديم، بينشمان محدود بود .اينكه براى عكاسى به خارج از محدوده شهرمان برويم، وجود نداشت. علت هم اين بود كه هنوز مسافر تهاى عكاسى و ديدگا ههاى عكاسى تكميل نبود. وقتى به باغ يا كنار دو رودى كه از اهر می گذرد می رفتم عكاسى می كردم. گاهى وقتها جمعه ها براى گردش مي رفتيم عكاسى می كردم. ولى فرصت اينكه به قصد عكاسى از شهر خارج شوم وجود نداشت. الان مسافرتهاى عكاسى دارم و سالهاست كه تلاش می كنم در كنار جوانان و همراه آنها عكاس شوم.


چقدر خودتان را با پيشرفتهاى تكنولوژى همگام كرده ايد؟

فكر كنم تا حد ممكن آشنايى دارم. نظر قطعى را بايد كسى بدهد كه كارهايم را از لحاظ تكنيكى و تكنولوژيكى بررسى مي كند. از زمان عكاسى سياه و سفيد تمام كارهايم را خودم انجام می دادم. اگر اغراق نباشد نزديك به 46 سال در تاريك خانه كار كرده ام. فيلم هايم را ظاهر و عكسها را چاپ كرده ام. چندين سال در عكاسى رنگى هم فعاليت داشته ام. ولى خب با توجه به هزينه هاى آن، از لابراتوارهاى عكاسى استفاده كرده ام. در شرايط فعلى هم خواه و ناخواه به عالم ديجيتال وصل شده ايم. كارهايم را خودم انجام می دهم و راضى ام. خوشبختانه به آموختن علاقه مندم و اگر از كسى چيزى بياموزم، دستش را » طبق فرمايش حضرت على» می بوسم.


پيشرفت تكنولوژى و افزايش تعداد عكسهاى گرفته شده به ضرر هنر عكاسى است يا نه؟ چون ما می دانيم كه هر چه قدر تعداد بيشتر می شود، قضاو تها سختتر مي شود؟

قبول دارم كه در مرحله گزينش، انتخاب مشكل است . انتخاب از بين ده عكس راحت تر از ده ميليون عكس است. ولى در نهايت تفاوت چندانى وجود ندارد چون در مرحله گزينش بالاخره بايد انتخاب كرد. اما مساله اى كه مطرح است اين است كه تكنولوژى كار را راحت تر كرده است . عده بسيارى می توانند عكاسى كنند. حتى زمان عكاسى با نگاتيو، معمولا افرادى كه به عكاسى علاقه مند بودند، هيچ وقت در مورد نگاتيو قناعت نمی كردند . چون با نگاتيو اضافى، صحنه هاى مناسب را از دست نداده ايم. حتى ممكن بود از يك سوژه 5 تا 10 شات می زديم تا بهترين صحنه را داشته باشيم. بالاخره ارزش سرمايه گذارى را داشت. الان هم ديجيتال كارها را آسان كرده است. هيچ فرقى نمی كند بايد به تكنولوژى مسلط باشيم و عكس بگيريم.

مهم انديشه اى است كه در پس دوربين وجود دارد. معتقدم كه آيا انديشه هم به اندازه تكنولوژى وسعت يافته است؟ ما به اكثر دانشجويانمان می گوييم كه عكاس بايد با دقت بيشترى نگاه كند. اگر اين نگاه دقيق با تكنولوژى تركيب شوند نتيجه بخش خواهد بود. بايد قبول كنيم كه اگر كسى الفباى عكاسى را ياد نگيرد حتى با دوربين ديجيتال هم لنگ خواهد زد. منظورم اين نيست كه افراد علاقمند ابتدا عكاسى را با آنالوگ شروع كنند اما يكسرى اصول عكاسى، شناخت دوربين، لنز، صفحه حساس را بايد ياد بگيرد.
اگر يك عكاس می خواهد پيشرفت كند بايستى همراه با تكنولوژى انديشه و مطالعه اش را نيز تقويت نمايد.

دغدغه شما در عكاسى چيست؟ يعنى با عكاسى چه پيامى را می خواهيد منتقل كنيد و يا اينكه خود عكاسى را پيام می دانيد؟

كسى كه عكاسى می كند، مطمئنا ديدگاههايى دارد كه با ثبت زيبایی ها، كاستی ها و كمبو دها ارائه می كند . اما دغدغه اى كه در عكاسى و در تمام هنرها وجود دارد اين است كه تلاش كنيم تا از تنگ نظری ها كم كنيم . بايد بدبينی ها را كنار بگذاريم . با خودمان آشتى كنيم . زيبا نگاه كنيم و چيزهاى زيبا ببينيم. تمامى هنرها براى تعالى انسا نها هستند؛ در اين وادى نبايد به هم ديگر بدبين باشيم.
با توجه به اينكه عكاسى رسانه اى است كه از شاخه هاى بسيارى تشكيل شده و خود شما نيز در بسيارى از اين شاخه ها فعاليت كرده ايد، به نظرتان يك عكاس بايد در يك شاخه عكاسى فعال باشد يا در شاخه هاى مختلف و با توجه به هدفش فعاليت كند؟
به اعتقاد من عكاسى يك رسانه عالى، منفرد و مجرد است. عكاسى، هنر، تكنولوژى و فن آورى است كه در تمام زمينه ها فعال است. يعنى حتى زير شاخه عكاسى به جريانات پزشكى مربوط می شود. در عكس راديولوژى هم بايد ابتدايى ترين مسائل عكاسى رعايت شود. عكاسى به ما هويت مي دهد، تاريخ ثبت مي كند، ديدگا ههاى مختلف روان شناسى را ثبت مي كند، با عكاسى سند سازى صورت مي گيرد. سندسازى كه منطبق با واقعيت است. اگر فيلمسازان به من ايراد نگيرند، مي توان گفت كه پايه فيلم سازى و فيلم بردارى نيز عكاسى است .پس فكر مي كنم كسى كه دوست دارد در زمينه هاى مختلف تجربه كسب كند مي تواند، اشكالى در اين كار نمي بينم. من هم جز همين گروه هستم. يعنى در تمام زمينه هايى كه برايم امكان پذير بوده است فعاليت داشته ام. عكاسى طبيعت، عكاسى حيات وحش، عكاسى پرتره و عكاسى صنعتى از آن جمله اند. آرزو مي كنم كه اى كاش فرصتى باشد تا عكاسى زير دريا را نيز تجربه كنم .


شما چقدر به ناب سازى و تصاوير ناب اعتقاد داريد؟ آياتغيير در تصوير را درست مي دانيد؟

از كسى پرسيدند خربزه مي خورى يا هندوانه؟ گفت هردوانه . من هم به هردوانه اعتقاد دارم. اينكه منظور و مقصود ما از عكسى كه مي گيريم چيست. وقتى پرتره كار مي كنيم، تمام تلاشمان اين است كه واقعيت آن چهره را نشان دهيم. در كنار اين واقعيت، برخى عيبها را نيز پوشش مي دهيم. چون كسى كه عكس يادگارى مي خواهد، قصد دارد آن عكس زيباتر از خودش باشد. ما مي توانيم با انتخاب زاويه ديد دوربين، نورپردازى مناسب، اين عيبها را كاهش دهيم. ولى وقتى پرتره مستند كار ميكنيم نمي توانيم چين و چروك صورت را دست كارى كنيم.


روتوش چقدر می تواند كاركرد رسانه اى عكس را تحت الشعاع قرار دهد؟ يعنى تا چه حد اصالت عكس از بين مي رود؟

همان مسأله قبلى است. منظور از روتوش چيست؟ آيا مي خواهيم يك واقعيت را مخفى كنيم يا اينكه با اين كار يك واقعيت را بيشتر نشان خواهيم داد. مثلا حذف يكسرى سيم يا اشياء اضافى در تصوير يك ساختمان قديمى براى نمايان شدن آن، كاربرد رسانه اى اين تصوير را مخدوش نمی كند. در طول تاريخ عكاسى چنين تصاويرى وجود دارد. حتى در كتاب عكسهاى مونتاژ شده جنگ جهانى دوم كه كتاب معروفى هم هست، عكسهاى مونتاژ شده مسائل بسيارى را روشن مي كند. دست كارى وجود دارد، منتها چه كسى دست كار كرده و چرا دست كارى كرده است مهم است. خب وقتى عكاس مثلا براى نشان دادن افراد و فضا در عكس دست كارى می كند با فردى كه به خاطر اهداف خودش روى عكسها دست كارى مي كند، متفاوت است.

پس از صحبتهاى شما مي توان نتيجه گرفت كه خود عكاس هم مهم است؟

اصل، هدف است، ولى اگر عكاس هم در مسير اين هدف تصاوير خوبى شكار كند، بايد قبول كنيم كه عكاس مسائل بسيارى را درك كرده و انتقال مي دهد . حتى عكاسى در خدمت تكنولوژى است.


شما در طى 48 سال، عكا سهاى مختلفى گرفته ايد، از خاطرات مهمى كه در اين مدت داشته ايد برايمان تعريف كنيد؟
در زندگى همه عكا سها چنين مواردى وجود دارد. ولى يك موردى كه هميشه در ذهنم باقى مانده، مربوط به خاطره چهار راه منصور (شهيد بهشتى) است. بعد از انقلاب بسيارى از سربازان رژيم شاه با انقلاب همراه شده بودند. در چهار راه منصور سربازى با قيافه جدى به فردى كه كنار خيابان ايستاده بود نزديك مي شد اين فرد با چهره مردد نزديك شدن سرباز را نگاه مي كرد. وقتى سرباز كاملا نزديك شد و مرد گل ميخك داخل تفنگ را ديد هر دو به هم لبخند زدند و من لحظه لبخند اين دو نفر را شكار كردم. شايد اين يك عكس معمولى باشد ولى چون از زمينة آن باخبر بودم برايم جالب و به ياد ماندنى است.


و نكتة پايانى؟
معمولا در پايان مصاحبه تشكر مي كنند. من هم از كسانى كه جشنواره فيروزه را ترتيب داده اند از جمله آقاى نجفى مدير عامل محترم سازمان فرهنگى هنرى شهردارى، آقاى متقى و از آقاى بايرام نژاد تشكر مي كنم  همكاران اجرايى جشنواره آقايان فرزبود، قاضى، حامد نظرى و بقيه افرادى كه زحمت مي كشند قدردانى ميكنم. بايد در كنار هم اين بار را به منزل برسانيم، اميدوارم جشنواره فيروزه امسال از سال قبل هم پربارتر باشد.


مدیر سایت  سازمان فرهنگی هنری شهرداری تبریز